سه‌شنبه، بهمن ۱۷، ۱۳۸۵

دوشنبه هم بلیط سبیل مردونه مو فروختم و تو سرما منتظر شدم تا ساعت 6 برم اقلیما که فکر میکردم با توجه به قدمگاه فیلم خوبی باشه که نبود پانته آ بهرام و حسین یاری زن و شوهر ثروتمندی بودن که زن دچار توهم میشد قبلا هم سابقه بیماری داشت چون مادرش سر زا رفته بود و اون خودش و مسئول مرگ مادرش میدونست فیلم مثلا قرار بود راز آلود و ترسناک باشه که خوب اصلا نبود فقط صدای بلند موزیک رو متن که مثلا قرار بود تاثیر گذار باشه تو سینما فرهنگ باعث گوش درد میشد! یه دلیل اینکه چتد تا فیلمی که دیدم ضعف داشتن این بود که پارتنر ها خوب نبودن بهم نمیخوردن
حالا امروز که سه شنبه است شاید رییس برسه امیدوارم بلیط بهم برسه و تمام نامردایی که از تو لیست ما رییس و روز سوم و اخراجی ها رو حذف کردن بمیرن!!

۱ نظر:

اميد ايران مهر گفت...

سلام خواهر!اوهام هفتگي برگشته ... اما دوستاش نه...نميخواي يه سري بزني...گردگيريش كردم و يادي از شما و بقيه بچه ها...