پنجشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۷

minority report

فکر کنم رقیق ترین احساساتم و موقعی روبروی مانیتور نشستم و دارم تو اینترنت مطلب می خونم، دارم

اگر یه فیلم از خودم بگیرم میبینم که واقعی ترین گریه ها و خنده هامو موقعی که نصفه شب همه خوابن و من دارم مطلب می خونم ، دارم

امشب وقتی داشتم مطالب معلم روستای کالو و می خوندم اشکهام بود که سرازیر می شد و نمی دونم چرا و یا موقعی که داشتم کامنتهای مطلب دستگیری ساسی مانکن تو بالاترین و می خوندم و موقعی که مطلب ژوله رو داشتم می خوندم (اگه شانس مائه که جای آنجلینا جولی اپرا وینفری میاد ایران) کلی خندیدم

امروز بالاخره طلسم شکسته شد و رفتم جشنواره فیلم شهر کاش مدتش طولانی تر بود خیلی خوبه

فیلم برخورد خیلی نزدیک و دیدم اول بگم که اگر می خواین برین پردیس ملت بدونین که برای پارک کردن توی اون بیابون ازتون 2000 تومن پول پارکینگ می گیرن قبلش یه جا هست اونجا پارک کنین بعد هم کلی به تابلو ها اینا توجه کنین تا مثه من برای پیدا کردن سالن شماره 4 توی اون لایبرنت گم نشین

رکسانا صابری یک ماهه زندانه

ساعت نزدیکه 6 صبحه و من روز به شدت شلوغی و در پیش دارم در حالیکه هنوز نخوابیدم!

۱ نظر:

زهره.م گفت...

سلام

خیلی وقت پیش وبلاگتو سیو کرده بودم
الان خوندمش
جالب بود

از پست اذرماه خوشم اومد(عجب اذری بود امسال...)

خلاصه اینکه موفق باشی

شب و روزت پر از خدا
یاعلی