شنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۷

من خرم خر 

روزی چند بار اینو بخودم بگم خوبه؟نمی دونم چرا خدا ژن درس خوندن به من نداده اصلا حوصله درس خوندن ندارم حتما باید دقیقه نود بشه تا من برم سر درس،

 من خرم!

این غزه و اینها تبعاتی هم برای ما داشت گفته بودم که خونمون نزدیک سفارت مصره حدود یک هفته و نیم روی مبایلها نویز انداخته بودن و نه کسی میتونست بهمون زنگ بزنه نه ما به کسی، راه ها رو هم که بستن و یه خبر دردناک تر اینکه خانم پیر همسایمون که دو تا خونه با سفارت مصر و انبوه نیروهای ویژه فاصله داشته رو کشتن از جزییاتش خبر ندارم ولی خیلی ناراحت شدم به این خانومه ما میگفتیم زن گربه ایه! آخه تو خونش هزار تا گربه داشت:) معمولا خونه بزرگشو برای فیلمبرداری سریالها و فیلمها اجاره میداد و یه خصوصیت جالب دیگه اش این بود که ما اینو هیچ وقت با روسری ندیدیم اعتقاد نداشت حتی اگر میرفت سر کوچه بانک نهایتا یه کلاه میذاشت سرش،

تحصیل کرده بود و .... این دومین مرگ این کوچه بود اول خود صاحب خونه سفارت مصر که با زنش کشتنش و حالا این ، قبلا هم یکی دیگه از زنهای همسایه رو، اینجا وحشتناک شده

تصاویر غزه نگاه نمیکنم تحمل نمیتونم بکنم صدای زجه ها رو نمی تونم تحمل کنم پریروز خواب دیدم دارم از کوچمون فرار میکنم دارن کوچمونو با خمپاره(اینطوری فکر میکردم) میزنن خیلی وحشتناک بود انقد قلبم تند میزد برام جالبه که این همه سال این فلسطینیا چشم به بیرون داشتن که یکی بیاد کمکشون کنه کسی تا خودش تو این موقعیتها نبوده باشه نمیتونه درک کنه زیر بمبارون زندگی کردن یعنی چی و اصولا مسخره تر اجلاسهای بی پایان سرانه که فکر میکنم بیشتر خودنماییه و رفع عذاب وجدان

دیشب توی برنامه آخر شب کانال یک حمید عجمی خوشنویش معروف آورده بودن طبق معمول مجری راجع به غزه ازش پرسید حرفی زد که مطمئنم اگر برنامه زنده نبود پخشش نمی کردن اول که گفت: به هر حال جنگه مثل جنگ خودمون که چقدر مردم بیگناه کشته شدن و بعد گفت این تصاویر دلخراش صورت ظاهره نباید خیلی ناراحت شد این اتفاقها  مقدمه اون اتفاق بزرگه! یه لحظه مجریه موند

این مادر ما که مالک قانونی هر دو تا کنترل تلویزیون و ماهواره هستن یا دارن شبکه خبر وقایع غزه رو دنبال میکنن یا 5-6 تا کانال خبری ماهواره بالا پایین میکنن غزه رو چک میکنن تازگی هم بی بی سی پرشین ، به خدا ایدز گرفتیم تو این خونه:) از چیزی که متنفرم اینه که آدمها تبدیل به عدد و رقم بشن بعد هر چی تعداد بالاتر میره ما هم بیشتر تعجب میکنیم و متاسف میشیم

یه شاگرد دارم از باباش میترسم از اونها که در لحظه اول چندش آور و هیز و ...همه این حسهای بد و به آدم منتقل میکنه جالب اینه که مثلا مومنن جلسه قبلی اومده میگه من برای اینکه بچه نرن تو اینترنت پسورد گذاشتم روی اینترنت ولی الان بلد نیستم برش دارم میشه بهم یاد بدین یعنی میخواستم بزنم تو.... دیدین این آدمهایی که خودشون لجن و کثیفن از همه بیشتر گیرن من دور اطرافم هرکیو دیدم که از شوهرش/پدرش بیشتر گله میکرد که سخت گیره اون مرده خودش آدم آشغال و لجنی بود

راستی یه چیزی خیلی لجم و در میاره این اسراییل این همه بهش اعتراض میشه این همه آدم میکشه ولی ندیدم محرومیتی توی دنیای اینترنت داشته باشه ولی یادم نمیاد در 2 سال اخیر کشور ایران چه جنایتی تو دنیا مرتکب شده که دارن از تو اینترنت محوش میکنن این چندروز هر چی نرم افزار خواستم دانلود کنم برای ایران ممنوع بود و مسلما این کار بد بختی و اعصاب خوردیش برای جوونا و کسایی که از اینترنت استفاده میکننه و نه برای مسئولای حکومت واقعا اینجا میفهمم که چوب دو سر گهی به ما میگن  هم از خودمون میخوریم هم از اون ور 

۱ نظر:

مریم گفت...

مسلما ژن درس خوندن وجود نداره :دی
ولی خوب باید انگیزه و اینا باشه

حقوق بشر یعنی همین دیگه!!!