پنجشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۸۶

1.دیشب برنامه شب شیشه ای بهروز صفاریان و آورده بود وقتی خواهرم زنگ زد گفت بیا بهروز و آوردن انقد زود دویدم و اومدم که فکر کنم موقع پایین پریدن از پله ها پام پیچ خورد! بهروز واقعا حرفهای جالبی زد اینکه اگه اینا موسیقی و میخوان چرا اینطوری برخورد میکنن و ساز و نشون نمیدن اگرم نمی خوان که هیچی، این رشیدپور....هم که واقعا همش درحال ماله کشیه، بعد چون سری قبلی همه ازش تعریف کردن یه مقدار زیادی فکر کنم هوا ورش داشته و مهمتر از همه اصلا کیفیت سئوالاش خوب نیست غیر یکی دوتا برنامه بقیه اش اصلا خوب نبود حالا فکر کنین دیشب از پشت صحنه گفتن 7 دقیقه وقت داریم بعد شاید 2 - 3 دقیقه نگذشته بود که گفتن فقط 1 دقیقه وقت داریم که اونم رشیدپور با دوبار تکرار کردن حرفاش تمومش کرد بهروزم یه چیزی گفت که یعنی من کیف کردم:))
گفت ساعت 10 شده؟
خیلی باحال بود حالا امشب که امین تارخ و آورده بودن تا 10 و 10 دقیقه برنامه داشتن!!

2.چهارشنبه بعدازظهر 2 جا میخواستم برم یکیش مراسم بزرگداشت رضا کیانیان و اون یکی یه جای دیگه بود نمیدونم چرا انگار پاهای منو چسب زده بودن حوصله رفتن و هر کاری کردم پیدا نکردم حیف شد دلم میخواست هر دو شو برم...

۳ نظر:

امید گفت...

اون تیکه خیلی باحال بود که ساعت رو پرسید.
مرسی خوبم تو خوبی خانوم ؟

kermedandoon گفت...

link shodi.

امید ایران مهر گفت...

سلام!حیف که تنبلی کردی و نیومدی بزرگداشت کیانیان...انصافا فیلمی که طاها ساخته بود باحال بود...